بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ. 

شخصي همواره در دل شب با سوز و گداز خدا را مي خواند. كامش با لفظ «الله الله» شيرين بود. اين حالت روحاني بر شيطان سخت آمد.

پيش وي رفت و گفت: اي پررو ! تو كه مي بيني خداوند، در برابر دعاها و اصرار تو لبيكي نمي گويد، چرا اين قدر لجاجت مي كني؟ بس است، دعا كردن را رها كن و پي كار خود برو.

آن مرد بي چاره از القاي شيطان، افسرده گشت و دعا را رها كرد. او در خواب خضر را در باغي سبز و خرم ديد. خضر به او گفت: چه شد؟ چرا ديگر الله الله نمي گويي؟ در جواب گفت: من هر چه خدا را بيشتر مي خوانم جوابم را نمي دهد

حضرت خضر گفت:خداوند، به من فرمود: به تو بگويم: مگر بايد جواب خدا را از در و ديوار بشنوي؟ همين كه الله الله مي گويي، جذبه خدايي تو را به سوي خود مي خواند و همين لبيك گفتن خدا به تو است.

نيز گفت: اي بنده خدا ! خداوند متعال به فرعون جاه و جلال داد تا او دست به دعا بر ندارد و خداوند ناله او را نشنود.

پس ای عزيز و اي مومن ! بدان كه همان سوز و گداز تو، دليل بر راه يابي و پذيرش توبه تو است.

 

 

 

مولانا اين داستان را چه زيبا سروده :

 

آن يكي الله مي گفتي شبي --- تا كه شيرين مي شد از ذكرش لبي

 

گفت: شيطان آخر اي بسيار گو --- اين همه الله را لبيك مگو

 

گفت: شيطانش خمش اي سخت رو --- چند گويي آخر اي بسيار گو

 

مي نيايد يك جواب از پيش تخت --- چند الله مي زني با روي سخت

 

او شكسته دل شد و بنهاد سر --- ديده او در خواب خضر را در خضر

 

گفت: همين از ذكر چون وامانده --- چون پشيماني از آن گش خوانده

 

گفت: لبيكم نمي آيد جواب --- ز آن همي ترسم كه باشم رد باب

 

گفت: او را كه خدا اين گفت به من --- كه برو با او بگو ممتحن

 

گفت، آن الله تو لبيك ماست --- و آن نياز درد سوزت پيك ماست

 

حيله ها و چاره جوييهاي تو --- جذب ما بود و گشاد اي پاي تو

 

ترس عشق تو كمند لطف ماست --- زير هر يا رب گفتنت دستور ماست

 

جان جاهل زين دعا جز دور نيست --- ز آن كه يا رب گفتنش دستور نيست

 

بر دهان و بر لبش قفلست و بند --- تا ننالد با خدا وقت گزند

 

داد مر فرعون را صد ملك و مال --- تا بكر او دعوي عز و جلال

 

در همه عمرش نديد او درد سر --- تا ننالد سوي حق آن دهان

 

داد او را جمله ملك اين جهان --- حق ندادش درد و رنج و آن دهان

 

درد آمد بهتر از ملك جهان --- تا به خواني مر خدا را در نهان

 

خواندن بي درد از افسردگيست --- خواندن با درد از دل بردگيست

احتضار و وسوسه های شیطان

موقعى که انسان در حال احتضار قرار مى گیرد و نزدیک است جان از بدنش مفارقت کند،

 

شیطان با فرزندان و یاران خود بر بالین او حاضر مى شوند و تلاش مى کنند تا با حیله هاى

 

مختلف (( ایمان )) او را گرفته و آن را از چنگش بیرون آورند و این سخت ترین حالت

 

براى محتضر است .

 


از امام صادق علیه السلام نقل شده است :

 

هیچ انسانى نیست مگر این که در هنگام مرگ شیطان یکى از ماءمورین خود را نزد او حاضر

 

مى کند تا وى را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشانند.

 

این وسوسه ادامه دارد تا این که روح از بدن او خارج شود.

 

اگر ((ایمان )) محتضر سست و عاریه اى باشد،

 

شیطان به آسانى آن را از او مى گیرد و کافر از دنیا مى رود.

 

و اگر محتضر از مؤ منان حقیقى باشد،

 

شیطان نمى تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد.

 


سپس فرمود:

 

هرگاه یکى از شما بر بالین شخصى از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است

 

شهادتین را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.

 

در حدیث دیگرى آمده است :

 

وقتى انسان در حال مرگ قرار مى گیرد، شیطان با یارانش بر او وارد مى شوند

 

و در طرف چپ و راست او مى نشینند و مى گویند:

 

دین خود را رها کن و بگو خدا دو تاست تا از این بلا و سختى که به تو روى آورده است

 

نجات پیدا کنى .

 

چپ و راستى که در حدیث آمده است :

 

کنایه از سعى و کوشش کردن شیطان در گمراه ساختن محتضر است .

 

یا این که طرف راست کنایه از گمراهى در اعتقادات و اعمال صالحه ،

مانند خیرات و مبرات است و طرف چپ کنایه از گمراهى به واسطه فسق و فجور و شرب خور جهت علاج درد مى باشد

وارد شده است : انسان هنگام مرگ ، زیاد تشنه مى شود.

شیطان از این فرصت براى گرفتن ایمان او استفاده مى کند و ظرف پر از آب سرد و گوارایى

را در دست گرفته و بر بالین انسان مى ایستد و ظرف را حرکت مى دهد.

محتضر در حالى که شیطان را نمى شناسد به او مى گوید: مقدارى از این آب را به من بده

تا بیاشام .

شیطان در جواب او مى گوید: اگر مایل به آشامیدن آب هستى و مى خواهى به تو آب دهم

بگو خدایى در عالم وجود ندارد.

اگر جواب او را ندهد و صورت خود را از او برگرداند، شیطان از هر طرف پا ظاهر مى شود

و آن ظرف را حرکت مى دهد. شخص مؤ من باز درخواست مقدارى آب مى کند.

شیطان مى گوید:

اگر مى خواهى به تو آب دهم ، بگو محمد صلى الله علیه و آله و سلم پیامبر من نیست .

اگر او ((ایمانش )) عاریه اى باشد آن جمله را مى گوید و بدین وسیله ایمان خود را به شیطان

مى دهد و کافر از دنیا مى رود. در این هنگام آن ملعون آب را روى زمین مى ریزد

و ظرف را مى شکند و مى گوید:

من کار خود را کردم و احتیاجى به تو ندارم . اما اگر ایمانش ثابت و محکم باشد کلام شیطان را رد مى کند و به او توجهى نمى نماید


اگر انسان مى خواهد ایمانش دستخوش وسوسه هاى شیطان قرار نگیرد، باید اعمالى را که

 

بزرگان دین به او دستور داده اند انجام دهد. از جمله :

 

هنگام نماز از خدا بخواهد که ایمان او را کامل گرداند و شیطان را از او دور کند و در برابر نعمت

 

((ایمانى )) که به او عنایت کرده است شکرگذار باشد و به بندگان خدا ستم روا ندارد

 

دعا را زیاد بخواند، اعتقاد خود را به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم

 

و ائمه معصوم علیهم السلام محکم کند.

 

نمازهاى خود را ضایع نکند و از آن ها مواظبت نماید در اول وقت بخواند.

 

از طرفى اطرافیان محتضر باید هنگام مرگ بر بالین او قرآن بخوانند و شهادتین را به او تلقین کنند

 

تا جان از بدنش ‍ مفارقت نماید.

 


از امام صادق علیه السلام نقل شده است :

 

کسى که از نمازهاى خود مواظبت کند و آن ها را با شرائطش انجام دهد.

 

هنگامى که شیطان براى گرفتن ایمانش نزد او حاضر مى شود

 

((ملک الموت )) آن ملعون را مى راند و دور مى گرداند و شهادتین را به او تلقین مى نماید

 

شیطان براى گرفتن ایمان انسان و گمراه کردن او از راه هاى گوناگونى وارد مى شود تا به مقصود

 

پلید خود برسد.

 


امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:

 

شیطان ممکن است به صورت جد و پدر انسان در آید و بگوید:

 

از مذهب و ایمان خود دست بردار، زیرا من هم بر این دین بودم و اکنون مرا به واسطه آن عذاب

 
 

مى کنند.

سپس فرمود:

 

از این جهت خویشان محتضر باید شهادتین را به او تلقین کنند و اعتقادات را به وى تذکر دهند

 

زیرا شیطان دشمنى آشکار براى انسان است

 

وقتى انسان از دنیا مى رود باز شیطان دست از او بر نمى دارد و سعى مى کند

 

به هر نحوى جنازه او را آزار دهد و انتقام خود را از او بگیرد.

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

موضوع
:
شناخت شیطان(راههای مبارزه با شیطان)

1ـ مي گن آقا واجبات رو كه انجام مي ديد ، ( اينايي كه دارم مي گم براي شماست ، براي كساني كه واجبات رو انجام
مي دن ، نه براي يه تارك الصلاه ! نه ، تارك الصلاه كه ديگه نصيحت كردن نداره . شما كه واجبات رو انجام مي ديد ، حتي الامكان سعي كنيد از محرمات هم دوري كنيد
. نمي شه بگم انجام نديد چون يه تقاضاي خيلي بزرگيه ، خيلي بزرگ ! حتي الامكان ! حتي الامكان محرمات رو هم انجام نديد .
خُب اين كار رو كرديد ، حالا شيطون مي خواد دخالت كنه ، مي خواد محرمات شما رو زياد كنه ، واجبات رو كمرنگ كنه يا خراب كنه . چكار بايد بكنيم ؟ مي گن آقا مستحبات رو انجام بديد . مي گن با اين كار شيطون فراري مي شه ، با خودش مي گه : نه بابا ! اين بنده خدا نه تنها به واجباتش مقيده ، داره مستحبات رو هم انجام مي ده اينجا ديگه جاي من نيست !
بعد مي گن : آقا ! شما كه محرمات رو داريد كم مي كنيد ، از مكروهات هم كم كنيد . كم كنيد ! حالا اگه به شما بگم آقا همه مكروهات رو انجام نديد ،‌ اين هم تقاضاي بزرگيه ، نه ، مكروهات رو هم كم كنيد . ولي تو پرانتز اين رو هم در مورد مكروهات خدمتتون بگم ، بعضي مي نويسند : آقا ! فلان كار مكروه ، اگر در عبادات ، واجبات يا مستحبات گفتن اين كار مكروهه ، به معناي اين هست كه ثوابش كمتره ، وقتي مي گن مثلاً حضور زن در نماز جمعه مكروهه يعني اين كه براش ثواب منظور مي شه اما ثواب كمتري . در واجبات و در مستحبات وقتي كه كلمه كراهت بكار برده شد به معناي اين هست كه ثوابش كمتره .
مثلاً مي گن آقا ! فلان كار در نماز مكروهه . اين ، به اين معني نيست كه اين كار رو نبايد انجام بدي و كراهت داره ، بلكه به اين معني هست كه ثوابش كمتره . مثلاً مي گن : سوره توحيد رو نبايد به هم بچسبوني و بگي قُل هُو الله احد و الله الصمد و لم يلد و لم يولد . مي گن اين طوري نماز خوندن كراهت داره . آيا به اين معني هست كه تو داري گناهي رو انجام مي دي ؟ نه . مي گن به اون ثواب اصلي نمي رسي .
مخصوصاً در بين خواهرها اين مسائل زياد رواج داره ، مثلاً مي گن : فلان جا رفتن براي زن مكروهه . يعني چي ؟ يعني كراهت داره ؟ نه ، يعني ثوابش كمتره .
اما در بقيه مسائل ، كه عمل واجب و يا مستحب نيست ، وقتي مي گن فلان كار مكروهه ، يعني اگه اون عمل رو انجام ندي بهتره . مثلاً مي گن : آقا !خوردن نان و پنير به تنهايي مكروهه . خُب مي بينيم نون پنير خوردن كه عمل مستحب و يا واجبي نيست ، پس مكروه ، كراهت داره . بهتره كه اين كار رو نكنيد .
فكر خودتونو كردن ! گفتن از اين كه هستين ديگه خرابتر نشين !! نون و پنير خالي خوردن براي مغزت ضرر داره ! از ايني كه هست خرابتر مي شه ! براي همين گفتن مكروهه ، مگر اينكه با گردو ، يا با يه چيزه ديگه باشه . البته اون زمان گردو كيلويي اين قيمت نبوده وگرنه يك فكر ديگه به حالش مي كردن !
اما وقتي مي گن آقا در فلان نماز اگه با صداي بلند بخوني مكروهه ، اينجا به معناي اين نيست كه كراهت داره ، برات ثواب كمتري منظور مي شه .خُب پس اين راه اول كه مستحبات رو انجام بديد ومكروهات رو هم حتي الامكان ترك كنيد .
نماز داري مي خوني خب ، نماز يه واجباتي داره . از امشب نيت كن يه دونه ذكر به نمازت اضافه كن . مثلاً شما در ركوع مي گيد : “ سبحان ربي العظيم و بحمده ” يه ذكر سبحان الله هم به ذكر ركوعت اضافه كن ، اين سبحان الله مستحبه . چقدر خوبه كه انسان بر مستحباتش اضافه كنه . خيلي سخت هم نيست . يواش يواش برات ملكه ميشه .
خُب نمازت تموم مي شه ، حتماً به تسبيحات حضرت زهرا (س) هم ان شا الله مقيّد هستيد ، تسبيحات كه تموم شد يه دعاي فرج هم بخون . ببينيد درسته كمه ، ولي همين كم ها جمع مي شه . قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود . دريايي مي شه كه وسوسه هاي شيطون رو با خودش مي بره . خيلي كمه ، منتهي اين كم ها رو به اعمال روزانه تون كه درش تداوم داريد اضافه كنيد . مثلاً اگر بگي كه من از الان روزي 100 تا صلوات مي فرستم ، ممكنكه درش تداوم نداشته باشي ، ولي نماز رو هميشه مي خوني ، يكي دو تا ذكر هم بهش اضافه كن .
مقيد باش كه نماز رو با اذان و اقامه بخوني . دو سه دقيقه بيشتر نمي شه . معصوم (ع) مي فرمايد : “ نمازي كه بدون اذان و اقامه باشد ، مانند صورتي است كه بدون گوش و بيني است .
خودتون چنين صورتي رو در نظر بگيريد ! چقدر خوشگله ؟! ماشاالله ! نمازمون همين طوري مي شه . ديدنش كفاره داره !! بعضي نماز خوندن هاي ما هم ديدنش كفاره داره . اين رو رعايت كنيد . اينم از راه اول .
مواظبت بر كارهاي نيك . عين جمله اي هست كه علماء فرمودن . مواظبت نمودن بر كارهاي نيك ! هر كدوم از ما يه كارهاي نيكي رو معمولاً انجام مي ديم ، به هر حال همه ماها كه وضعمون خراب نيست ! يك كار خوبي هم به هر حال داريم . مثلاً آدم با رحمي هستي ، آدم مهربوني هستي ، آدم خوش اخلاقي هستي ، آدمي هستي كه اهل صدقه دادنه ، به هر حال يه كار نيكي براي خودت داري . آدمي هستي كه نماز رو اول وقت مي خوني . امام صادق (ع) فرمود‌ : (خوب دقت كنيد ) فرق نماز اول وقت با نماز آخر وقت از نظر ثواب ، ( اگه بخواي مقايسه اش بكني با همديگه ) مانند فرق دنياست با آخرت . چقدر فرق داره ؟
وقتي نماز مي خونيد خودتون هم متوجه مي شيد ، مثلاً اذان رو ساعت 5 : 12 مي گن ، اگه ساعت 10 : 12 بخونيد يه فضيلت داره ، همين طور كه مي گذره ، از فضيلتش كم مي شه ، 15 : 12 از فضيلتش باز هم كم مي شه تا آخر كار و . . . معمولاً اون نمازهايي كه آخر وقت خونده مي شه ، ديگه اصلاً حالي نداره .
يه بنده خدايي گفت : آقا من حال ندارم اول وقت نماز بخونم ، همين كه يكي دو ساعت مي گذره ، حال پيدا مي كنم ، بذارم يكي دو ساعت بعد بخونم ؟ گفتم : نه ، اون حالي كه دو ساعت بعد پيدا مي كني اون حال رو شيطون بهت مي ده . سعي كن همين اول وقت حال داشته باشي ! حتماً اول وقت بخون . خداوند فرمودند : فضايلي رو كه به كسي كه نماز اول وقت مي خونه ، مي ديم ، به كسي كه وسط وقت مي خونه نمي ديم . حتماً نمازهاتون رو اول وقت بخونيد .
مي فرمايند : آقا ! بر كار نيكت مواظبت كن . كساني رو مي شناسم كه مقيد بودن مثلاً نماز ظهر و عصرشون رو حداقل با جماعت مي خوندن ، اين تقيد خوب چيزيه . اما يواش يواش ولش كردن . اين جوري نيست . اين جمله من غلطه . يواش يواش ولشون كردن !! يعني شيطون كار مي كنه . شيطون ها و شيطونك ها و زنش و عمه اش و خاله اش و . . . كار مي كنن ، يواش يواش شل مي شه .
مي گه : آقا ما اينجوري بوديم ، خيلي مقيد بوديم . اما يواش يواش شل شديم ، اين رو بدون كه شيطون سرمايه گذاري كرده . مي دونيد مثل چي مي مونه ؟! يكي هست مي ياد خونه شما رو كامل مي خره ، پولش رو هم مي ده ، مي ري دنبال كارت . اما يكي ديگه نه ، مي ياد يه دونگش رو مي خره ، بعد شروع مي كنه تو اين يه دونگ خراب كردن !! يواش يواش خودت خونه رو ول مي كني مي ري . شيطون هم سرمايه گذاري مي كنه . يواش يواش ، آروم آروم ، قدم به قدم مي ياد . يك وقت مي رسه آقا از اون فضيلتي كه داشتي هيچ خبري نيست . به همين دليله كه مي گن يكي از راههاي مبارزه با شيطون اينه كه مواظب كارهاي خوب خودت باشي . يه مدت كه مواظبت كردي مي فرمايند : شيطون وسوسه اش رو از روي اين كار برمي داره . مي خواي نماز اول وقت بخوني ، مي گه : آقا ! امروز خسته ا ي ، يه روز كه چيزي نيست . يه ساعت ديگه بخون . مي گي : نه ! به كوري چشم تو ، امروزم اول وقت مي خونم ! گفتم از خصوصيات ذاتي شيطون تكبره ، چند بار كه ببينه رو زده ، روش رو نگرفتي ، ول مي كنه و مي ره . اصلاً مي گه آقا اين ديگه خراب بشو نيست . ول مي كنه و مي ره .
3 ـ
راه بعدي چيه ؟ مي فرمايند : دوستي براي خدا ! يعني چي ؟ يعني بابا ! تو اين جامعه اي كه داري زندگي مي كني ، يه تعداد افراد رو دوست داري ، سعي كن اين دوستي ها براي خدا باشه . اگه همه شون رو براي خودشون دوست داري ، دو تاش رو فقط براي خدا دوست داشته باش . بگو : آقا ! من اينو دوست دارم . فقط براي خدا ! من اينو دوست ندارم كه مثلاً هر روز بياد ببينمش عقده هاي درونيم باز بشه ، اينو دوست دارم فقط براي خدا . اينو دوست ندارم كه هر روز بياد براش درد دل كنم ، غصه هام خالي بشه ، اين رو فقط براي خدا دوست دارم .
اينو دوست ندارم براي اينكه هميشه دستش به جيبش باشه ، هميشه يه چيزي به من برسونه . اينو فقط دوست دارم براي خدا . وقتي دوستي براي خدا باشه ، اين دوست اگه از ديده هم كه بره از دل نخواهد رفت !
آقا ! دوستي ها رو يك بار ديگه چك كنيم . انگيزه هامون از دوستي رو چك كنيم . ببينيم براي چيه ؟ اگر دوستي براي قيافه است ، براي پوله ، براي علمه ، براي انگيزه هاي ماديه ، اين دوستي ها از وسوسه هاي شيطون ، جلوگيري نخواهد كرد . مگر اينكه فقط براي خدا باشه ، فقط براي خدا !
يعني انسان مي دونه از اين محبتي كه مي كنه ، داره سود دنيا و آخرت رو مي بره . اين مهمه . مي فرمايند : آقا اگه انسان اينجوري كار كرد ، شيطون يواش يواش دست و پاش رو جمع مي كنه مي ره دنبال كارش .
اما راه بعد : مي فرمايند : دوري از اماكني كه در آنجا وسوسه شيطان جايگاه دارد ! مي گه : آقا ! ما مي خوايم بريم خريد كنيم ، اشكالي داره ؟ مي گم : خب بله ، خوبه . شرعاً خريد اشكال نداره . مي گه : اگه بريم نگاه كنيم ، خريدم نكنيم اشكال داره ؟ مي گم : نه ، اشكال نداره . مي گه : اگر بريم تو مغازه ، صحبت بكنيم ، چونه هم بزنيم ، اما خريد نكنيم اشكال داره ؟ مي گم : نه ، آقا اشكال نداره . مي گه : اگه همين جوري كه خريد مي كنيم يه نگاهي هم به دور و ور بكنيم اشكالي داره ؟
آقا ! ايست ! صبر كن ! آيا واقعاً مي خواي خريد كني ؟ يه ميني بوس بردار از اول خيابون مشير فاطمي تا ته خيابون همه رو جمع كن ، از هر 10 تايي 2 تاشون هم نمي خوان خريد كنن . مي گي نه ؟ جيباشونو خالي كن . بعضي از اينا 100 تومن هم تو جيباشون نيست . آخه توي مشير فاطمي با 100 تومن چي مي خواي بخري ؟ پفك ! برو اون ور بخر .
آقا ! وقتي يه مكاني مي بينيد ، كه احتمال مي ديد شيطون در اونجا وسوسه تون مي كنه ، سعي كنيد ازش دوري كنيد . چقدر جالبه !بعضي بچه ها رو مي بينم مثلاً ميخواد پياده بره خونه . راهشو كج مي كنه ، از يه جايي ميره كه راحتتر باشه .
آقا ! نفس امارست ، داره بهت گير مي ده . يك مكاني هم هست كه در اين مكان ، گناه فراوون انجام مي شه ، خب راهت رو كج كن ، از يه راه ديگه برو . مگه توي پرونده اعمالت چك مي كنن كه آقا خيابون مشيرفاطمي رفتي يا نرفتي ؟! خب از خيابون اون وري برو .
مي گه : آقا ! من چكار كنم ، نمي تونم خودمو حفظ كنم . مي گم : خب شما مگه بيكاري ؟ بعد از ظهرها 6 ساعت تو خيابون راه مي ري چكار ؟ مي گه : آقا من چكار كنم ؟ چطوري خودم رو كنترل كنم ؟ مي گم : ببين اين پنبه است اينجا هم آتيشه ، خُب اگه پنبه رو روي آتيش بگيري مي سوزه ! باز مي گه : چكار كنم ؟! خُب آقا ! پنبه رو به آتيش نزديك نكن . بگير اون ورتر !
توي جمع ، با دوستاتون مواظب باشيد . ظهر يكي از بچه ها به من زنگ زد ، ( نمي شناسمش ) مي گفت : آقا من خيلي خوبم ، ماه رمضون مي يام اينجا گريه مي كنم ، نماز شب مي خونم ، سحر بلند مي شم سحري مي خورم ، روزه ام رو مي گيرم ، تا ظهر هم توي مدرسه خوبم ، بعد از ظهر كه با بچه ها مي ريم توي خيابون ، خراب مي شم ! گفتم : خُب نرو عزيز من ! مگه راه رفتن جزء وظايف خلقته ؟ مگه روز اول گفتن : آقا ! برادرهايي كه به دنيا مي يان بعد از ظهرها بايد با رفيقاشون برن توي خيابون و راه برن ؟! خدا چنين چيزي نگفته . خوب نرو . گفت : راست گفتيد .
مي گه : آقا ! ما خيلي خوبيم ، اما توي اين مهموني هايي كه مي ريم خراب مي شه . نرو ! نرو مهموني ! يا اينكه مي گه : آقا ! ما خيلي عالي هستيم ، اما بعضي از اين شوهايي كه مي ذارن ، ما نگاه كه مي كنيم ، حالمون بد مي شه !
آقا ! ما خيلي خوبيم ، عرق كه مي خوريم خراب مي شيم !! اِه ! آقا ! اين چه حرفيه ؟! خب نخور . اِ جسارتاً ببخشيدا ! ولي برادرا و خواهرها بعضاّ دوست دارن كه هم خر داشته باشن هم خرما ! هم تمام تفريحاشون به همون نحو سابق سر جاش باشه ، هم سير الي الله كنن ، هم هر شب با امام زمان (عج) آبگوشت بخورن !ِ خُب اينطوري كه نمي شه !
4 ـ
مي فرمايند : براي مبارزه با شيطون ، از اماكني كه شيطون در اونجا رفت و آمد داره ، ( محيط وسوسه ) دوري كنيد ! مي گن : آقا براي مرد مكروهه جواهر فروشي داشته باشه ، براي اين كه با زن سروكار داره . براي مرد مكروهه كه كفش فروشي زنانه داشته باشه ، گفتم مكروهه ، نگفتم حرامه ! اگه مي توني خودت رو حفظ كني ، برو !
كسي نگفته راه رفتن حرامه ، اما دارم بهت مي گم ، اينجور جاها اذيت مي شي . شيطون رهات نمي كنه .
مي گه : آقا ! ما توي نمازمون حضور قلب نداريم . مي گم : براي چي ؟ مي گه : اين دو پرس عرقي كه قبل از نماز مي خوريم ، كار دستمون مي ده !! خُب معلومه حضور قلب نداري . در اسلام مشروبات الكلي رو كه از همون اول حرام نكردن ، يواش يواش حرام شد . اول آيه قرآن نازل شد كه : “ لاتقرب صلوه و انتم سكري ” آقا ! ديگه لااقل موقع نماز عرق نخوريد . و بعد از مدتي به طور كلي حرام شد . خدا مي دونه بعضي چيزها براي عبادات ما بَده .
هركاري دوست داره مي كنه ، بعد هم مي گه : آقا! چرا ما چيزي نمي شيم ؟ چرا بزرگان چشم بصيرت دارن ولي ما نداريم ؟ و . . . بارها گفتم : عزيز من ! روي اين جمله خط اول كتاب آخوند ملاحسين قلي همداني كار كنيد ! مي فرمايد : بر من در مكاشفات و سعي هاي طولاني اثبات شده است كه در سلوك هيچ كاري فايده ندارد مگر اينكه قدم اول را رعايت كني و قدم اول ترك گناهان است . روي گناهان تون كار كنيد .
5 ـ
راه بعدي در مبارزه با شيطان : مي فرمايند : صدقه بدهيد ! در صدقه يك خصوصيتي هست كه شيطون رو فراري
مي ده . اما صدقه چيه ؟ صدقه دادن فقط هم به پول نيست ، يعني انسان از مال و از جان ، از وقت ، از علم و از هر سرمايه اي اعم از مادي و معنوي كه خداوند بهش عطا كرده ، براي خدا خرج كنه . مي فرمايند زكات علم ، نشر آن است . انفاق هم زيرمجموعه صدقه است ، انفاق از نفقه مي ياد . يعني روزي رساندن به مستمندان . انفاق يه مقدار با صدقه فرق داره ، صدقه حالت اعم داره . اما انفاق يه بحث خصوصيه ، براي اينكه مي فرمايند مستمندان را نفقه دهيد .
همون طور كه گفتم صدقه به هر شكلي مي تونه باشه ، پول داري ؟ از پولت مايه بذار . نداري ؟ از وقتت مايه بذار . وقت نداري ؟ از جانت مايه بذار . از نَفست مايه بذار ، خلاصه يه جوري مردم از تو مستفيض بشن . اين معني صدقه دادنه .
مي گن : آقا ! اين صدقه شيطون رو فراري مي ده ، تا چنين چيزي مي بينه فرار مي كنه . با اين حساب دور و ور صندوق صدقات يكي از جاهايي هست كه شيطون اصلاً نمي ياد .
6 ـ
ششمين راه مبارزه با شيطون : رسول اكرم (ص) مي فرمايند : وقتي يك نفر هستيد شيطون دور و ورتون زياد مي پره ، مخصوصاً اگه تنهايي در يه مكان خلوت باشيد ، تمام هجومهاي شيطون به سمت شما مي ياد ، دو نفر كه مي شيد باز شيطون كارش رو مي كنه ، مي فرمايند : اما وقتي كه سه نفر شديد ، شيطون نااميد مي شه . بعد حضرت (ص) اضافه
مي فرمايند : “ و عليكم بالجماعه و الامه والمسجد ” پس بر شماست كه در جمع باشيد ، برشماست كه در مساجد باشيد ، بر شماست كه دور و ور همديگه باشيد .
آقا ! منبر ، عزاداري ، كار فرهنگي ، مشاوره ، و . . . همه اينها خوبه ، همه اينها درست ، يكي از وظايفه اصلي برادرها و خواهرها نسبت به هم محبته ، نسبت به هم محبت داشته باشيد ، دور هم جمع بشيد ، اين اصل كاره ، اصل جمع شدنه ! بارها گفتم : برادرها و خواهرها اخلاقشون نسبت به هم ، اخلاق پسنديده باشه ، جوري نباشه كه از همديگه دفع بشن .
الان كه كنار هم نشستيد ، به هم مهرورزي مي كنيد ، اين خوبه اما فردا انتخابات مي شه ، اختلاف سليقه پيش مي ياد ، آيا اون موقع هم همين اخلاق رو با هم داريد يا نه ؟ ناسزا و غيبت و دروغ و تهمت و زيرآب زدن براي دو روز صندلي شروع مي شه ؟!
پس آقا ! “ عليكم بالجماعه و الامه و المسجد ” مي فرمايد : آقا ! جمع باشيد ، برادرها و خواهرها خودشون رو از جمع جدا نكنن ، براي خودشون يه جمع داشته باشن . حالا يه وقت مي گيد : اينجا شلوغه ، نمي شه كار كرد ، خُب يه جمع 5 نفره داشته باشيد . حتي به اين مجالس كه مي خوايد بيايد ، هر پنج نفر با هم بيايد .
7 ـ
اما راه آخر در مبارزه با شيطان : اين خيلي مهمه : مخلص بودن . مرحوم حضرت آيت الله العظمي حاج آقا بهاءالديني
مي فرمايند : قرآن كريم ، مي فرمايد : ( از قول شيطان )
“ فَبعزتك لاغوينهم اجمعين ” به عزت تو قسم مي خورم كه همه رو اغوا مي كنم ، مگر : “ الا عبادك منهم مخلصين ” مگر بندگاني كه مخلص باشن . وقتي انسان مخلص باشه ، شيطون دور و ورش نمي ياد .
( حضرت آيت الله بهاءالديني انسان خيلي بزرگواري بودند . من واقعاً بعضي وقتها كه اسم اين بزرگان رو مي يارم دلم آتيش مي گيره ، ما اصلاً قدر اين ها رو نمي دونيم و وقتي از دنيا رفتن و خواستيم دو كلام ازشون بگيم ، دلمون آتيش
مي گيره . تازه اون وقت هست كه مي فهميم چه چيزي رو از دست داديم و قدرش رو ندونستيم .
بنده خدايي كه 6 سال همسايه ايشون بود و خودش هم از علماء هست ، تعريف مي كرد مي گفت : من هفته اي چند تا كرامت از ايشون مي ديدم . هفته اي چند تا ! مي گفت : اينها باعث مي شه انسان چشمش به خدا باز بشه . وقتي از اشخاص كرامت مي بينه ، با خودش مي گه : نه ، انگار خدايي هم هست . چيزهايي رو كه مي شنويم ، اگه مصداق هاش رو نبينيم ، يواش يواش دل سرد مي شيم . اين اشكال وجود داره . )
اما در ادامه حضرت آيت الله العظمي بهاءالديني توضيح مي دن كه مخلص بودن يعني چي ؟ خب اخلاص كه مي دونيد يعني چي ؟ همتون ماشاالله مخلص هستيد . مي فرمايند : اخلاص كه پيدا كردي ، مرتبه ات كه بالا رفت ، مخلص مي شي . يعني چي ؟ يعني اين اخلاصت و تماماً براي خدا بودنه كارهات ، بيمه مي شه . اما بيمه يعني چي ؟ يعني آقا شما ديگه نمي توني گناه كني . بيمه ات مي كنن . اصلاً از گناه بَدت مي ياد


صداهای عجیبی که در یک کاوش زمین شناسی و بطور کاملاٌ اتفاقی در منطقه سیبری روسیه کشف گردید. ماجرا از حضور هیئت زمین شناسی دانشگاه مسکو در منطقه سیبری و برای انجام آزمایشات آغاز گردید. حفاری های متعدد و بسیار عمیقی در آن مکان صورت پذیرفت. یک روز ناگهان چند نفر از کارگران متوجه صداهائی از یکی از این حفره ها گردیدند. وقتی موضوع به مسئولان گزارش شد آنها به نزدیکی حفره رفته و پس از شنیدم صدای مورد نظر تلاش نمودند تا آن صدا و دلیل آنرا کشف نمایند. لذا ابتدا دستگاه حرارت سنجی را بوسیله رسیمان های مخصوص وارد حفره نموده و تا آنجائیکه ممکن بود آنرا به پائین فرستادند. دستگاه پس از خارج شدن از اعماق زمین حرارتی معادل 2000 درجه فارنهایت در آن عمق را نشان می داد و این مسئله نشانه آن بود که این صدا نمی توانست به انسان یا انسان هائی در آن عمق مربوط باشد. در مرحله بعد آنها میکروفون حساسی را تا حدی که حرارت باعث نابودی آن نگردد به آن حفره فرستادند.

نتیجه حاصل شده باعث شد تا همگی حاضران برای مدت طولانی در جای خود میخکوب شده و قادر به تکلم نباشند. پس از انتشار این خبر هیئتی علمی از جانب دولت وقت به محل اعزام گردید و ادعای گروه نخست را تائید نموده و صداهای ضبط شده با دستگاه های پیشرفته تری را ثبت نمودند. تا چند سال حضور افراد و هرگونه تحقیق در این منطقه ممنوع شد و برای امکان حفاظت از آن یک پادگان کوچک نظامی در آن منطقه ایجاد گردید. پس از فروپاشی نظام کمونیستی این فرصت نصیب محققان بین المللی گردید تا از این مکان دیدار نموده و صداهای آن حفره را ثبت نمایند.

این حفره و علت بروز این اصوات هنوز کشف نگردیده و یا بهتر بگویم منتشر نشده اما برای آن نامی با مسما برگزیده اند . محققان آنرا "دروازه جهنم" نام نهاده اند.

اصواتی که گویا صدای جمعیتی چند میلیونی است !!!!!!!

شیطان دشمن قسم خورده ماست قربان مرام و انسانیتت بیا با همدیگه لعنتش کنیم

بیا این دشمن را نابود کنیم فقط کافیه به خدا توکل کنی و حتی در خشم نیز تبسم کنی

و ارزو کنی فرج امام زمان (ع) را اگه با نظرم موافقی پنج تا صلوات با عجل فرجهم بفرست

التماس دعا

لطفا جهت دانلود و مطالعه مطالب گوناگون به صفحه اصلي بروید


 

نوشته شده توسط پسر رو سیاه مسکین و حقیر حضرت آدم در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 16:45 موضوع | لينک ثابت